آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
نیاز به سیب نیست
چشم های تو
جاذبه را اثبات می کند.
به اصل خودم باز می گردم
یورتمه می روم
رم می کنم
و به هر طرف که دلم بخواهد
جفتک می اندازم
من اسبی هستم
که آدم از من افتاد!
آب
برق
گاز
تلفن
فیش ها از پدر
ماهانه حقوق می گیرند!
بدون توجه به عقب یا جلو
از هر طرف سفت حمایت می کنی
رنگ به رنگ
کوتاه و بلند
مجذوب تو می شوند
چشمانی که بی اختیار درویش شدند!
از زاویه لِنز دلم
تو را بر عکس
شش در چهار دیدم!
بیا، عکسِ همه زاویه ها
من را از دریچه شعرم ببین.
من از صفرهای دوران مدرسه ام خاطرات خوبی دارم باور نداری؟ از دو های جا مانده تهِ کیفم بپرس!
تمام آس هایم را
برای ماندنت رو کردم
حیف که تو
فریب جوکر را خورده بودی!
سرها به یک سمت می چرخد
وقتی با بیست سانت ارتفاع
ضربدری عشوه می ریزد...
ظرفیت پیاده رو تکمیل می شود!
این فرهنگ
ژست تهاجمی دارد
توصیف، بدون شرح باقی بماند بهتر است!
به باورهای غلط
نشست ها جواب داد
چند لحظه سکوت...
خنده ی حُضار...
فکاهی قرن در تابوت صلح
اینگونه رقم خورد!
در پنجه های فقر، نرم می شود
وقتی حرف فاصله
لای کت های شیک تا می شود
به توازن مصرع ها فکر نکنید
طنز این شعر به تاریخ روز نقد شده است!
عضو شوید
عضویت سریع
منوی کاربری